السيد الخميني
384
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
نعمت ظاهر و باطن است در طاعت و عبادت او و استعانت نمودن به آنها در نگهدارى از معصيت و مخالفت او ؛ چنانچه چشم را استعمال كند در مطالعهء مصنوعات و قرائت كتاب خدا و تذكر علوم مأثوره از انبيا و اوصيا - عليهم السلام - و همينطور ساير جوارح » . انتهى كلامُهُ مُتَرْجَماً « 1 » . فصل در چگونگى شكر است بدانكه شكر نعمتهاى ظاهره و باطنهء حق تعالى يكى از وظايف لازمهء عبوديت و بندگى است كه هر كس به قدر مقدور و ميسور بايد قيام به آن نمايد ؛ گرچه از عهدهء شكر حق تعالى احدى از مخلوقات بر نمىآيد . و غايت شكر معرفتِ عجز از قيام به حق آن است ؛ چنانچه غايت عبوديت معرفت عجز به قيام به آن است ، چنانچه رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - اعتراف به عجز فرموده است « 2 » با آنكه احدى از موجودات قيام به شكر و عبوديت مثل ذات مقدس آن سرور ننمودند ، زيرا كه كمال و نقصِ شكر تابع كمال و نقصِ معرفت منعم و عرفان نعم اوست . لذا احدى قيام به حق شكر نتواند كرد . وقتى عبد شكور شود كه ارتباط خلق را به حق و بسط رحمت حق را از اوّل ظهور تا ختم آن و ارتباط نعم را به يكديگر و بدء و ختم وجود را على ما هو عليه بداند . و معرفت آن [ جز ] براى خُلَّص اولياء ، كه اشرف و افضل آنها ذات مقدس نبى ختمى - صلّى اللَّه عليه و آله - است ، رخ ندهد . و ساير مردم محجوب از بعض مراتب آن ، بلكه بيشتر و بزرگتر مراتب آن ، هستند . بلكه تا در قلب بنده حقيقتِ سريانِ الوهيت حق نقش نبندد و ايمان نياورد به اينكه لَامُؤَثِّرَ فِي الْوُجُودِ إِلَّا اللَّه و كدورت شرك و شك در قلب اوست ، شكر حق را چنانچه شايد و بايد نتوان انجام داد . كسى كه نظر به اسباب دارد و تأثير موجودات را مستقل مىداند و نعم را به ولىّنعم و صاحب آن ارجاع نمىكند ، كفران به
--> ( 1 ) - أوصاف الأشراف ، ص 61 ، باب الشكر ؛ مرآة العقول ، ج 8 ، ص 145 . ( 2 ) - ر . ك : بحار الأنوار ، ج 68 ، ص 23 ، حديث 1 ؛ مرآة العقول ، ج 8 ، ص 146 .